قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

... تمام شد ....




درِ قلبم را...
لطفا نگوید کسی:
«دوستم داشته باش»!
این یک قلم جنس را نداریم،
... تمام شد ....
.
.
.
.
.
.
.
من، تعطیلم !.!.!

برچسب ها :

6 شهریور 1391 ,23:57 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

قربانی....!

چه جنگی راه افتاده بین دل و غرور ...


دل تــــو را میخواهد ...

.
مدام میگوید به دنبالت بیایم ...


و غـــــرور پاهایم را بسته ...


تـ ــو نترس


جایت امن است ، قربانی این جنگ منــم !!...


برچسب ها :

7 تیر 1391 ,21:13 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

بغض امشب....!

پــيــشــانـي ام چسبيــدن بـه سيــنه ات را مي خــواهد ...

و مـو هايم بوئـيدنت را...

و چــشم هـايـم خيــس کردن پيــراهن مـردانــه ات ...

عـجب بغــض پـر تـوقعي دارم من امـشـب !

برچسب ها :

2 تیر 1391 ,14:45 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

من عادتم شده!!!

من عادتم شده تنها بدون تو// هر روز راه برم تو این پیاده رو

من عادتم شده چیزی نخوام ازت // فکر منو نکن خوبم گلم فقط 

دلواپس توام که ساده می شکنی// کوه غمی ولی حرفی نمی زنی

میترسم از پس دردات بر نیای//من عادتم شده چیزی ازم نخوای

دلواپس توام که ساده می شکنی// کوه غمی ولی حرفی نمی زنی

میترسم از پس دردات بر نیای//من عادتم شده چیزی ازم نخوای

دردا و خستگی مال ه خودت شده //چیزی نمی گی و اصرار بی خوده (نیاز)

اصرار می کنم انکار میکنی //حرفای قبلتو تکرار می کنی

این که تو میگی من تنها کس توام// دنیایی ه ولی دلواپس توام

دلواپس توام که ساده می شکنی// کوه غمی ولی حرفی نمی زنی

میترسم از پس دردات بر نیای//من عادتم شده چیزی ازم نخوای

برچسب ها :

2 تیر 1391 ,10:24 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

تو که عادت داری...!

ناراحت چه هستی‌؟

دنیا که به اخر نرسیده!

من نشد

یکی دیگه

تو که عادت داری.

.!!
   

برچسب ها :

2 تیر 1391 ,10:19 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ