قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

آغوش !!!

يعني ميشود روزي برسد.....

که بيايي.....

مرا در اغوش بگيري....

بخواهم گله کنم....

بگويي هيش.....
...

بگويي همه کابوس ها تموم شد.....

ميخواهم امشب تا صبح ديووانه ات کنم....

يعني ميشه؟....

برچسب ها :

9 خرداد 1391 ,13:02 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

فدایت بکنم...

کابوس نبودی که رهایت بکنم ، از خاطره عشق جدایت بکنم
آنقدر عزیزی که دلم می خواهد ، هرچیز که دارم به فدایت بکنم


برچسب ها :

5 خرداد 1391 ,17:30 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

کابوس....!

كابوس ديدم...

از خواب پريدم تا به آغوشت پناه ببرم...

افسوس!

يادم رفته بود

كه از نبودنت به خواب پناه بردم!!!

برچسب ها :

27 اردیبهشت 1391 ,10:29 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ