قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم
نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی
تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی
خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت
كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت
خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم
جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم
هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن
دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من
من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم
كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم
سرم را که روُے شآنـﮧ هایت میگذارم شآنـﮧ هایت هَمـﮧے دُنیاے من
میشود
و آن لحظـﮧ که شآنـﮧ هایت را از زیر سرم برمیدارے
ناگآه دُنیاے من فرو میریزد
اشک در چشمآنم حلقـﮧ میزند و به چشمآنت خیره میشومـ
به مَـטּ نگآه میکنے ، میخندے و میگے : شُوخے کردمـ
!!
آه ......... اے کآش میفهمیدے شُوخے هاے تو دُنیاے مرا ویراטּ میکنند
برچسب ها : سرمشانه هایتدنیایلحظهسرماشکچشمانمحلقهخیرهنگاهشوخیآهکاششوخی هایتومراویران...
در خلوت کوچه هایم
باد می آید
اینجا
من هستم ؛
دلم تنگ نیست….
تنها منتظر بارانم
تا قطره هایش
بهانه ایی باشند
برای نم ناک بودن لحظه هایم
و اثباتی
بر بی گناهی چشمانم!

برچسب ها : خلوتکوچهکوچه هایمبادمندلمتنگدلم تنگمنتظربارانمقطرهقطره هایشبهانه اینم ناکلحظه هایماثباتیبی گناهیچشمانم...