قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

تقدیم به ...



باید تو رو پیدا کنم***شاید هنـــــــــوزم دیـر نیست
تو ساده دل کندی ولی***تقدیر بی تقصیــــر نیست
با این که بی تابـــــه منی***بازم منو خط میـــزنی
باید تو رو پیدا کنم***تو با خودت هم دشمنـــــــــی
کی با یه جمله مثل من***میتونه آرومــــــــــت کنه
اون لحظه هــــــای آخر***از رفتن پشیـــمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد***این کوچه های بی عبور
وقتی به مـــن فکر میکنی***حس میکنم از راه دور
آخر یه شــــب این گریه ها***سوی چشامو می بره
عطرت داره از پیرهنی***که جا گذاشتــــی می پره
باید تو رو پیدا کنــــــم***هر روز تنها تر نشــــــی
راضی به با من بودنت***حتی از این کمتر نشــــی
پیدات کنم حتـــــی اگه***پروازمو پرپر کنــــــــــی
محکم بگیرم دســــــت تو***احساسمو باور کنی...

برچسب ها :

3 اردیبهشت 1391 ,21:20 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

آدمیت...

از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خون شان جوشید
آدمیت مرد

گرچه آدم زنده بود...

از همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی که با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود
بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ

آدمیت برنگشت..

برچسب ها :

21 فروردین 1391 ,21:49 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ