قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

نمیدانم چرا؟



در جهان مثل غریبانم نمیدانم چرا؟
روز و شب سر در گریبانم نمیدانم چرا؟

هرکه را جای محبت جان فدایش میکنم
مثل عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا؟

برچسب ها :

20 مرداد 1391 ,17:40 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

خوب میدانم......!

خوب میـــــــــــــــدانم

آخر یک روز خفه میـــــــــشوم !!

از بس دردهایــــــــم را

نجویـــــــــــده قـــــــــــورت میدهم !!

برچسب ها :

15 تیر 1391 ,16:02 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ

این روزها....!

این روزها که دلم بهانه تو را میگیرد.

دستش را میگیرم و میبرم به کوچه خاطراتمان..

از پیش چشمانش را با دستمالی بسته ام که مبادا مسیر رفتن را بلد شود...

چون میدانم که دیگر جایش اینجاست ..

اگر مسیر را بداند..


برچسب ها :

7 اردیبهشت 1391 ,16:18 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ