قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

می دانی....!

مى دانى...

آدم هاى ساده ، ساده هم عاشق مى شوند


ساده صبورى مى كنند


ساده عشق مى ورزند


ساده مى مانند


اما...


سخت دل مى كنند


آنوقت كه دل مى كنند؛


جان مى دهند!

برچسب ها :

7 اردیبهشت 1391 ,08:46 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ