قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

بعد از تو




من آه می کشم

پشت سر هم می نویسم

از همه چیز شعر می سازم

از سلام های سرسنگینم

و خداحافظی هایت که همیشه بی جواب می ماند!

من دیگر خسته شده ام

از اینهمه حرف های تکراری

از اینهمه ... بگذریم...

نمی دانم چرا؟...

دلم بعد از تو

به چشم های کسی بند نمی شود!

برچسب ها :

31 تیر 1391 ,11:10 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ