تبلیغات X
سفارش بک لینک
آموزش ارز دیجیتال
ابزار تادیومی
خرید بک لینک قوی
صرافی ارز دیجیتال
خرید تتر
خدمات سئو سایت
چاپ ساک دستی پارچه ای
چاپخانه قزوین
چاپ ماهان
https://avalpack.com
همکاری در فروش
techtip
طراحی سایت و سئو سایت پزشکی و کلینیک
آموزش زبان انگلیسی




فرق دختر با پسر s


         قلب شكسته ی تو رو خودم نوازش میكنم نمیذارم تنگ غروب دلت بگیره از كسی تا وقتی من كنارتم به هر چی میخوای میرسی خودم بغل میگیرمت پر میشم از عطر تنت كاشكی تو هم بفهمی كه میمیرم از نبودنت خودم به جای تو شبا بهونه هاتو میشمرم جای تو گریه میكنم جای تو غصه میخورم هر چی كه دوس داری بگو حرفای قلبتو بزن دلخوشی هات مال خودت درد دلات برای من من واسه ی داشتن تو قید یه دنیا رو زدم كاشكی ازم چیزی بخوای تا به تو دنیامو بدم

فرق دختر با پسر

پسرها
سن 14 سالگی : تازه تو این سن، هر رو از بر تشخیص میدن . اول بدبختی
سن 15 سالگی : یاد مي گيرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن ... از قیافه خودشون بدشون مي یاد
سن 16 سالگی : تو این سن اصولا راه نمیرند، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گیتارمي زنن
سن 17 سالگی : يه کمی مثلا آدم ميشن ... فقط شعارهایشان و بلند بلند مي خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن
سن 18 سالگی : هر کسی رو مي بینن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ های داریوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگی : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تیز ميشن ... ابی گوش ميدن
سن 20 سالگی : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمند چي شده
سن 21 سالگی : زندگی رو چیزی غير از این بچه بازیها مي بینن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگی : نه. مي فهمن که زندگی همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابی مي گردن
سن 23 سالگی : يکي رو پیدا میکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگی : نه... اون با يه نفر دیگه هم دوسته ...اصلا لیاقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگی : عشق سيخي چند؟ ... طرف باید باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نیست
سن 26 سالگی : این يکي دیگه همونیه که همه عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلا متون باشم ؟
سن 27 سالگی : آخيش
سن 28 سالگی : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاری تو نميومدم

و اما دخترها
سن 14 سالگی : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوری؟ میگفتند ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کي بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیهاش بهتر میشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگی : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم مخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ریزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : دیگه اصلا عشق بي عشق ... تو خیابون جلو پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجّهی يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچل مي گیره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیل کرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همه خواستگارها رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زیاد مهم نیست که چه ريختييه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، من رو به اون چیزی که نرسیدم برسونه
سن 25 سالگي : آآآآآه ه ، پس چرا دیگه هیچکی نمي یاد... هر کس میخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي یاد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاری من نميومدي

برچسب ها :

10 خرداد 1391 ,12:49 | ديدگاه | نسخه قابل چاپ